السيد محمد حسين الطهراني
50
معاد شناسى (فارسى)
روايات دالّه بر اينكه أعراف ، موقف اهل عرفان است روايات وارده در اين باب از جهت مفاد و موضوع به چند بخش قسمت مىشوند : اوّل : رواياتى كه دلالت دارند بر اينكه در مادّهء اعراف ، عرفان و معرفت به كار رفته است . و شايد ريشهء اين نوع تعبير ، از آيه قرآن گرفته شده باشد كه : وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ . چون در اين آيه ، وقوف بر اعراف را از آنِ كسانى قرار داده است كه معرفت دارند بواسطهء علامت و نشانههائى كه در سيماى مردم است ، اگر ضمير هٌمْ به كُلًّا بر گردد ؛ و يا به نشانههائى كه در سيماى خودشان است اگر ضمير هُمْ به رِجَالٌ بر گردد . و ممكنست بگوئيم به هر دو يعنى به رِجَالٌ و كُلًّا بر گردد ، و از نقطهء نظر ادبيّت اشكالى ندارد . و عنوان ارجاع ضمير به جامع بين دو چيز مذكور در عبارت ، خالى از لطف نيست . در تفسير « مجمع البيان » آورده است كه : « بَكر بن عبد الله مُزْنى به حسن گفت : به من چنين رسيده است كه : اهل اعراف ، گروهى هستند كه نيكىها و بدىهاى آنان به قدر هم است ، و لذا بين بهشت و دوزخ وقوف دارند . حسن دست خود را بر ران خود زد و گفت : اهل اعراف كسانى هستند كه خداوند آنان را براى معرفت و شناسائى اهل بهشت و جهنّم در آن محلّ وقوف داده است ؛ تا بعضى را از بعضى ديگر تميز دهند . و سوگند به خدا كه چه بگويم ؟ شايد بعضى از آنان ، با ما در